وب سایت اختصاصی چت روم زیر آلاچیق دوستی
گذر تک تک این ثانیه های سپری گشته ی عمرم به قدیمی شدن دوستیت می ارزد 
قالب وبلاگ
نویسندگان

 

با تشکر از کلیه بزرگواران و عزیزانی که در این راه به هر نحوی من را

یاری کرده و یاری  می کنند.  


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ tar4n3 ]


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 08:20 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

فکرم همه جاهست ولی بیش خدا نیست

سجاده ی زر دوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

 اندیشه ی سیال من ای دوست کجا نیست

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد ابداً قصد ریا نیست!

از کمیت کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک ذره فقط کندتر از سرعت نور است

هر رکعت من حایز عنوان جهانیست

این سجده ی سهو است و یا رکعت آخر؟

 چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من تا غم وام است وتورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست!

بی دغدغه یک سجده ی راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند

گفتند که این بهره ی بانکی ست.ربا نیست

از بس که پی نیم وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست صفا نیست

گویند که گنجی ست به هر سجده .بیایید!

من رفتم و بیدا نشد ای دوست  ریا !نیست...

اما نتوان گفت که مشکل زنماز است  

زیرا که در این راه فقط راهنما نیست

به به چه نمازی است ، همین است که گویند

 راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

شعر سعید طلایی

 با عرض معذرت از جناب شاعر محترم من این شعر رو  با قلم خودم آمیختم و مظلومیت نماز که در شعر شما مشهود  بود رو  از بین بردم   برای این جسارت عذر خواهی من رو پذیرا باشید .




طبقه بندی: صدایی آشنا،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ tar4n3 ]


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقراینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از خیام و شاملو و مولوی و رودکی چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه !، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛

فقر اینه كه خودت به بهونه ماموریت همه جای دنیا رو بگردی و زن و بچه ات هنوز حتی یه تركیه رو هم ندیده باشن !!

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی (یا شاید حتی همونا رو هم ندیده باشی)
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ... ما که احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که مدام شعار بدی که دموکراسی می خوای، ولی تو خونه زن و بچه ات جرات نكنن خلاف ایده های تو حرف بزنن

فقر اینه که حتی یه كتاب از كتابهای دكتر شریعتی رو نخونده باشی اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت باشه

و....فقر اینه که تو شب راحت خوابیده باشی ولی همسایه ات برای خرید نون ... شبها تا صبح کار کنه





طبقه بندی: فرهنگی اجتماعی بیلوکس و جهان،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ tar4n3 ]
 با سلام ........
  امروز  در مشهد قیامت بود  قیامتی  مختص بهشتیان  .
 امروز همه چهره ی بهشتی داشتند  و نشانه ی آن مروارید های گونه ها شان بود  .
 امروز ملائکه بهشتیان را با گلاب غسل طهارت می دادند .
 امروز قیامت بود ....
قیامتی به زیبایی باز شدند در های بهشت .
امروز ملائک بالهایشان را می بخشیدند تا زمینیان  به پرواز عادت کنند.
امروز خدا لبخند می زد .
امروز چشمهای پاک و ناپاک غسل تیمم می کردند .
امروز علی در آسمان شهر قرآن در دست ایستاده بود  تا عزاداران زهرایش  را از زیر قرآن عبور دهد .
 امروز تو بودی و من .
امروز گریستی و گریستم .
امروز اشک چشمم شوق ریختن داشت .
امروز اشک چشمت به دریای عشق  می نگریست  .
امروز اشک های تو  در قاب نگاهت  به من لبخند می زد .
ولی افسوس که من لیاقت  آن لبخند را نداشتم .
  یا فاطمه
 

 تصاویر ذیل یادمانی است  از امروز سالروز شهادت بی بی  دو عالم  زهرای مرضیه  در مشهد









  .... التماس دعا





 دهه ی فاظمیه 91  در مشهد مقدس



طبقه بندی: مذهبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 04:38 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

                                                                       

                     

                                          

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم ومن میدانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سرراحت ننهادی به سر بالینی

هرشب از حسرت ماهی ،من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پراز پروینی

همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه توهم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که تو هم آینه ی بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگراز تربت فرهاد دمید

که کند شکوه زهجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی براین کلبه ی طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا اگر آئین محبت باشد

چه حیاتی و چه دنیای بهشت آئینی


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

 

 گفتم  این عید به دیدار خودم هم بروم   

                                                  قیصر امین پور

                  

زندگی کتابی است پرماجرا ، هیچگاه آنرا به خاطریک ورقش دور مینداز

                      

گل باش که هم نشین عطار شوی

                  زان پیش که همدم خس و خار شوی

زحمت متراش و مژده ی رحمت باش

                  پل باش به جای آنکه دیوار شوی

 

                      

کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود

توی بازار محبت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

                                 

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست

                 آواره شدن ,حکایت سختی نیست.

از پاکی اشکهای خود فهمیدم

                    لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

                      

هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند یک غزال شروع به دویدن میکند

و می داند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود . هر روز صبح در آفریقا

وقتی خورشید طلوع می کند یک شیر شروع به دویدن می کند و می داند که باید سریع تر

از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد . مهم نیست غزال هستی یا شیر ! با طلوع خورشید

دویدن را آغاز کن. " آنتونی رابینز

                             

 

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی

بر دنیا حاكم میشد ... ..... ناپلئون

                           

عمریست كه ویران شده ام ساكت و سرد و پریشان شده ام تا تو آیی  و مرا دریابی

                                     * من اسیر شب طوفان شده ام *

 

                          

ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم ای کاش می توانستم ابر باشم

تا سایه بانی از محبت را برویت می گسترانیدم ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه

که آسمان چشمت ابری می شد باریدن می گرفت ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت

بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم

و تا دور دستها در کنار تو پرواز میکردم و ای کاش سایه بودم تا نزدیکترین کس

به تو باشم آری ای کاش

                            

چه روزگاریه !!!بچه كه بودیم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا

عاشق مردهای قوی ......بزرگ شدیم دخترا عاشق

مردای قوی شدن و پسرا عاشق عروسکا

                            

 


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

 

حرکتی دیده نشده از گنجشک ها + عکس نایاب حرکتی دیده نشده از گنجشک ها + عکس نایاب

 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا، نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست .گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی کسی ام . تو همان را هم از من گرفتی .این توفان بی موقع چه بود؟
وسنگینی بغض راه بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود, خواب بودی ؛باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی . گنجشک، خیره در خدایی خدا، مانده بود.
خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ؛ ناگاه چیزی در درونش فروریخت .
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 11:42 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

 

 

 

 شرح غزل صد وبیست وچهار دیوان حافظ با تکیه بر بیت :

غمزه شوخ تو خونم به خطا می ریزد                   فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد

 

در این بیت که از غمزه حضرت محبوب سخن به میان آمده، دو نسبتی که ظاهرا در تضاد با یکدیگر است را به غمزه ارتباط داده است، نسبت خطا و نسبت صواب. اگر این نسبت دوگانه رمز گشایی شود درس معرفتی بزرگی را به ما می دهد .

 

عقل را به دوحوزه نظری و عملی تقسیم کرده اند؛ عقل نظری مربوط به درک هستی شناسانه مبدأ عالم است وعقل عملی مربوط به تعیین بایدها و نبایدها. عقل نظری و عملی در کنار اعتبارشان محدودیت هایی نیز دارند و این مسئله ای است که در نگاه حافظ به عقل دیده می شود و از امتیازات وی نسبت به عرفای دیگری مانند مولوی است که همواره از ضعف عقل سخن به میان می آورند.

 

چراهای ما نسبت به آن چیزی است که می دانیم، اما آیاعالم هستی محدود به همین دانسته های ماست؟ خطاهایی که انسان در تجزیه و تحلیل هایش به آن دچار می شود ناشی از همین محدودیت است. مسئله معراج پیامبر اکرم (ص) نشان از ورود ایشان به حوزه هایی بس گسترده است و این به دلیل عدم اتکاء ایشان به عقل خودشان است.

 

اما آیا چگونه می توان از این محدوده تنگ بیرون آمد و اشرافی گسترده تر داشت؟ این مهم از اتصال وجودی به حقیقتی حاصل می شود که گستردگی وجودی ایجاد کرده، محدودیت ها را از میان می برد.

 

به غزل مورد نظر برمی گردیم . صواب و خطا هم درحوزه عملی و هم در حوزه نظری وجود دارد اما آن چه دراین بیت مورد نظراست حوزه عقل عملی است.خون کسی را ریختن صواب است یا خطا؟ نکته دیگر در مفهوم “ غمزه” نهمفته است.

 

غمزه در ادبیات حافظ همان چشمک زدن و اشاره ای است که با چشم می توان انجام داد.

 

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت           تا باز چه اندیشه کند رأی ثوابت

 

در کلام حافظ هر جا سخن از غمزه می رود پای ریختن خون و کشته شدن به میان می آید

 

خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد            منت پذیر غمزه خنجر گذارمت

 

لذا این غمزه است که کار نهایی را می کند.

 

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی             جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

ستم از غمزه بیاموز که در مذهب عشق           هر عمل اجری و هر کرده ثوابی دارد

             

پس غمزه ظاهرا دارد ستم می کند زیرا اجر نمی دهد ولی این صواب است وعاشق بعد ها به آن می رسد. زیرا محبوب به دنبال اتحاد است یعنی حد نهایی؛ لذا درجاهایی چیزهایی که محب می خواهد به او نمی دهد و از نظر او خطا محسوب می شود. زیرا وصال از طرف محبوب است نه محب. جانان است که می تواند جان را بگیرد. محبوب می خواهد محب در دست او مانند موم نرم باشد.  

 

گناه یعنی آن چیزی که میان محب و محبوب می نشیند. حال هر چیزی که این نقش را داشته باشد گرچه صورت صواب داشته باشد بی شک گناه است. سجاده ای که خبری از مستی و نیاز در او نیست از نظر اهل توحید و ولایت هیچ اثری بر آن مترتب نمی باشد.

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت        فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

 

محب باید از دل خودش عبور کند و غمزه این توفیق و قوت را برای محب ایجاد می کند. همچنین محب باید از خرد که عبارت است از محدودیت فکری سالک عبور کند تا به غیرحساب برسد. هرگز ممکن نیست کسی که در حساب های تنگ خود گرفتار است بتواند غیر حساب را درک کند.

 

غمزه ساقی به یغمای خرد آهخته تیغ              زلف جانان از برای صید دل گسترده دام

 

زغمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادی          ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم

 

حال چرا غمزه به جنگ من آمده است؟ به جنگ چه آمده است؟

 

غمزه می آید تا مانع میان محب و محبوب را که سبب فراق همیشگی اوست بردارد و محب را به وصال رساند و به این دلیل است که صواب است. اما این غمزه شامل حال هر کسی نمی شود. غمزه سراغ کسی که در عجب خودش مانده نمی رود. کسی که خود را دیندار بپندارد و دیگران را خارج از سلک بندگی.

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

 

غمزه شامل حال کسی می شود که حقیقت سجده را دریافت کرده باشد. شامل حال ابراهیم و اسماعیل، شامل حال حسین بن علی که درود فراوان خداوند بر آنان و رهروان آنان.

 

گوشه هایی از جلسه چهارم کلاس شرح حافظ


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

 خدایش انصاف نیست که جواب ایمیل ها رو نمی دید  بعد از 4 سال فعالیت مستمر در مسنجر بیلوکس این حقش نیست  لااقل ایمل جواب بدید  بدونیم دنیا دست کیه 

با سپاس


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 09:35 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

از زندگی آنچه که لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم

بچه های  سالِ  نو  آهای  رفیقای بهار

چشماتونو وا کنین دیگه سر اومد انتظار

رختای  نو  بخرین  وقتشه که بهار  بیاد

عمو  نوروز  ایندفعه  قراره  با  قطار  بیاد

هدیه هاش جغجغه و نقل و نبات و پشمکِ

بچه های  سال  نو  خنده هاتون  مبارکِ

ایندفعه شعر نمیگیم کوچه هارو آب میپاشیم

تو چشای دیوامون یواشکی خواب میپاشیم

نمیزاریم  هیچ  کسی  عیدمونو  خراب  کنه

جای  ما  گناه  کنه  یا  جای  ما  ثواب  کنه

پریای  قصه رو  به  خونه دعوت  میکنیم

با  همه سیاهیا  اتمامِ  حجت  میکنیم

روی دیوارای شهر سفره ی هفت سین میکشیم

خونه مون ، آخ ـ خونه مون دورشو پرچین میکشیم

نمیزاریم هیچ کسی اسم بزاره رو سالمون

ایندفعه هر جوری هست ماه میشینه تو فالمون

 


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ چهارشنبه 2 فروردین 1391 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ tar4n3 ]


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ چهارشنبه 2 فروردین 1391 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ tar4n3 ]


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 09:46 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

ادامه مطلب

طبقه بندی: عاشقانه عارفانه، مذهبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 08:38 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

 




طبقه بندی: مذهبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 10:50 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

سازمان علمی ، فرهنگی و آموزشی ملل متحد ( یونسكو )

این سازمان یكی از موسسه های تخصصی سازمان ملل متحد است كه 4 نوامبر 1946 تاسیس شده  و مقر آن در پاریس می باشد .

هدف از تاسیس این سازمان همان گونه كه ماده اول اساسنامه آن مقرر می دارد كمك به حفظ صلح و امنیت جهانی با تقویت همكاری میان ملت ها از طریق توسعه اموزش ، علم و فرهنگ است تا از این رهگذر گسترش عدالت در سطح جهان ، گسترش حكومت قانون ، رعایت حقوق بشر و ازادی های اساسی برای همه ، بدون تمایز نژادی ، زبانی یا مذهبی تضمین شود .

برنامه های مهم یونسكو را در زمانی كه در آن بسر می بریم  می توان به شرح زیر خلاصه كرد :

1- آموزش برای همه در تمام طول عمر : مجموعه ای از فعالیت های این برنامه به طرح های ملی به منظور ترمیم و باز سازی نظام های آموزشی و توسعه ی راهبرد  های آموزشی جایگزین كمك می كند تا آموزش دائمی را برای همه میسر سازد .

2- علم در خدمت توسعه : فعالیت های این برنامه به كشورهای عضو در زمینه های آموزش عالی و تحقیق در عرصه علوم طبیعی و اجتماعی و همچنین در زمینه كاربرد این علوم در امر توسعه كمك می كند .

3-  توسعه فرهنگی : به طور خلاصه ، فعالیت های یونسكو در این زمینه بر انجام تحقیق به منظور یافتن نقطه پیوندی میان فرهنگ و توسعه و حفظ میراث فرهنگی جهانی استوار است .

4-  ارتباط ، اطلاع رسانی و انفورماتیك : فعالیت های این برنامه بر رشد و ترقی گردش آزاد اطلاعات ، آزادی بیان ، آزادی مطبوعات ن استقلال رسانه ها و كثرت گرایی متمركز است

به این برنامه ها باید تلاش یونسكو را برای دستیابی به نوعی فرهنگ صلح افزود .

یونسكو دارای یك شورای اجرایی مركب از 24 عضو و یك دبیرخانه كل است كه مقر آن در كاخ یونسكو در پاریس قرار دارد .

در حال حاضر بیش از 120 كشور در یونسكو عضویت دارند .

این سازمان دارای یك كنفرانس عمومی است كه هردو سال یك بار برای تصویب برنامه دو ساله ی تدوین شده كشورها و همچنین برنامه های میان مدت برگزار می شود .

یونسكو بیش از هر چیز همت خود را صرف مبارزه با بیسوادی ، ترغیب و تشویق آموزش اجباری و رایگان ، مبارزه با نژاد پرستی ، تحقیقات علمی و حفاظت از آثار فرهنگی و باستانی می نماید .

هدایت این سازمان را یك مدیر كل كه برای مدت شش سال انتخاب می شود بر عهده دارد . هم‌اكنون "كوئیچیرو ماتسورا" از ژاپن مدیركلی سازمان جهانی یونسكو را برعهده دارد و تا سال 2009 این موقعیت را حفظ خواهد كرد.

نكته : یونسكو در ضمن فعالیت های متنوع خود ، مجالی هم برای معرفی و تحقیق در باره ی شخصیت های بزرگ فرهنگی كشورهای عضو به وجود آورده است .هر ساله كنفرانس ها و سمینارها و میز گردهای مختلفی به منظور بزرگداشت نویسندگان و متفكران و هنرمندان كشورهای مختلف در محل یونسكو در پاریس بر گزار می شود . معمولا در این مجالس از سخنرانان و محققان كشورهای متعدد دعوت می شود تا تحقیقات خود را عرضه نمایند و افكار و اثار بزرگان مورد نظر را به جهان و جهانیان معرفی كنند و بدین وسیله میراث علمی و فرهنگی تمدن های مختلف را در معرض استفاده ی همگان قرار دهند . این برنامه ها خود انگیزه ای است برای كشورهای عضو تا هرچه بیشتر سعی كنند كه بزرگان خود را در سطح جهانی مطرح كنند و بدین وسیله هویت فرهنگی و علمی و سابقه ی تاریخی خود را در جهان تثبیت و مستحكم سازند . از این رو ، این قبیل فعالیت ها صرفا جنبه ی فرهنگی ندارد ، بلكه تاحدود زیادی جنبه ی سیاسی دارد . چه هویت هر كشوری در جهان امروز ، به عوامل مختلف سیاسی ، جغرافیایی و نظامی ، به ویژه علمی و فرهنگی بستگی دارد .

ملاحظه : یونسكو در 6 نوامبر 1945 با همكاری 34 ملت به منظور حمایت از آزادی بشر ی و توسعه فرهنگ و بسط و تعمیم آن در جهان تشكیل شد و نخستین كنفرانس عمومی آن دو هفته پس از آن در سوربن تشكیل گردید و فعالیت خود را آغاز كرد . ایران در 30 اردیبهشت 1325 اساسنامه ی یونسكو را پذیرفت و از 15 تیر ماه 1327  رسما به عضویت آن در آمد .

رضا وهمی ادیتور APCEIU یونسکو در آسیا اقیانوسیه شد.


رضا وهمی هنرمند عکاس مستند اجتماعی سازمان جهانی یونسکو به‌عنوان ادیتور بخش عکس APCEIU ٬ مرکز آموزشی سازمان جهانی یونسکو انتخاب شد.
مرکز آموزش یونسکو در آسیا و اقیانوسیه٬ با رویکرد ترویج فرهنگ صلح در جهان و تفاهم بین ملت‌ها، هر ساله با چاپ کتاب‌های مختلف عکس مستند و نمایشگاه‌های عکس در سراسر دنیا تلاش دارد که ضمن معرفی سرزمین‌های گوناگون به ملل مختلف و نشان دادن آداب و رسوم متفاوت در جهت ترویج فرهنگ صلح قدم‌هایی بردارد.
به گفته‌ی خانم پارک سو یان، مسوول بخش تحقیق و توسعه‌ی APCEIU ، ادیتور عکس، مسوولیت بررسی و انتخاب تمام عکس‌های منتشره از سوی این سازمان برای نمایشگاه‌ها، کتاب‌ها و یا هر نوع انتشار دیگری را برعهده دارد.
طبق اعلام یونسکو، هدف EIU  ایجاد یک دهکده جهانی برای زندگی با یکدیگر از طریق آموزش و پرورش یکپارچه با محوریت پنج موضوع، درک فرهنگ های دیگر، جهانی شدن، حقوق بشر، توسعه پایدار و ترویج فرهنگ صلح در جهان است.
رضا وهمی عکاس مستند سازمان جهانی یونسکو در ایران است که از سال ۲۰۱۰ همکاری رسمی خود را با این سازمان شروع کرده و با رویکرد قوم نگاری، مردم نگاری و ثبت احساسات انسانی، تا کنون در قالب پروژه‌های مختلف اقدام به ثبت و ارایه و معرفی فرهنگ‌ها، آداب و رسوم قوم‌های ایرانی برای سازمان UNESCO  کرده است که از آن جمله می‌توان به مجموعه‌ی اقوام ترکمن اشاره کرد که به‌عنوان اولین مجموعه‌ی ایرانی در سازمان UNESCO به عنوان میراث معنوی ایران، ثبت جهانی شد. وهمی سال ۲۰۱۰ نیز نمایشگاه عکسی در محل دفتر یونسکو و به‌طور همزمان در دو شهر برلین و هامبورگ آلمان و تحت حمایت یونسکو و آژانس عکس مگنوم برگزار کرد و ۲۴۰۰۰ دلار عواید حاصل از فروش آثار نمایشگاهش را برای ترویج فرهنگ صلح در جهان به سازمان یونسکو اهدا کرد.
وهمی که عضو دائمی فدراسیون جهانی هنر عکاسی در پاریس نیز هست، لقب هنرمند از فدراسیون جهانی عکاسی را ARTIST FIAP گرفت و تا کنون موفق به کسب هفت مدال طلای جهانی در کشورهای اتریش، صربستان، قبرس، انگلیس، سوئد و کره جنوبی شده است. شش جایزه ی ویژه شامل تقدیر و روبان و ... از مسابقات معتبر جهانی تحت حمایت FIAP نیز از موفقیت‌های دیگر اوست که از آن جمله می‌توان به موفقیت در مسابقات جهانی عکس ادینبورگ اسکاتلند، بزرگترین فستیوال هنری دنیا و معرفی به‌عنوان عکاس منتخب قدیمی‌ترین مسابقه عکس هنری دنیا  اشاره کرد.






طبقه بندی: سیاسی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 10:46 ب.ظ ] [ tar4n3 ]


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ tar4n3 ]



طبقه بندی: عاشقانه عارفانه، ادبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ tar4n3 ]




طبقه بندی: عاشقانه عارفانه، ادبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ tar4n3 ]


href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

 

خری آمد بسوی مادر خویش            بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش

برو امشب برایم خواستگاری            اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان              تو را من دوست دارم بهتر از جان

زبین این همه خرهای خوشگل        یکی را کن نشان چون نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد           کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت              به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من       به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان به تن کن          برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه                 شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش          یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله              همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید             وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟           به عقد این خر خوش تیپ  در آیی؟

یکی از حاضرین گفتا به خنده         عروس خانم بهر گل چیدین برفته

برای بار سوم خر بپرسید               خر خانم سرش  یکباره جنبید

خران عرعر کنان شادی نمودند        به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی            برای این دو خر در زندگانی

 




طبقه بندی: دلچسب و خنده دار، فرهنگی اجتماعی بیلوکس و جهان،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 03:10 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

                




طبقه بندی: سیاسی، فرهنگی اجتماعی بیلوکس و جهان،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 08:29 ق.ظ ] [ tar4n3 ]

href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

<به مادر گفتم آخر این خدا کسیت

که هم در خانه ی ما هست و هم نیست>

کجا من می توانم بینم اورا

کجا دست مرا گیرد توانا

و مادر آمدو در گوشه بنشست

دودست مهربان بر روی او زد

بدو گفتا خدا همسایه ی ماست

ولی نه این خدا در خانه ی ماست

ندیدی خواهرت از پله افتاد

ومن فریاد یا الله دادم

خدا اورا میان هر دو دستش گرفت

و بر زمین گرم بنهاد

ندیدی که برادر گریه می کرد

مداد شمعی و خود کار می خواست

گرفتم دامن دادار یکتا

و او همسایه ی مارا فرستاد

ندید ی گریه های هر شبم را

تورا درد مثانه غصّه مارا

کدامین دست درمان تورا داد

خدا داد و خدادادو خداد داد..............

 




طبقه بندی: مذهبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 10:28 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

 نوحه ، مرثیه و مداحی در سوگ شهادت امام رضا (ع)

 نوحه ، مرثیه و مداحی در سوگ شهادت امام رضا (ع)




طبقه بندی: مذهبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ tar4n3 ]

دوران حیات و امامت امام هشتم اوج گیرى گرایش مردم به اهل بیت و دوران گسترش پایگاههاى مردمى این خاندان است

چنان كه مى دانیم امام از پایگاه مردمى شایسته اى برخوردار بود و در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مى كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مى راند... نشانه ها و شواهد تاریخى ثابت مى كند كه (در این دوران) پایگاه مردمى مكتب على علیه السّلام از جهت علمى و اجتماعى تا حدّى بسیار رشد كرده و گسترش یافته بود. در آن مرحله بود كه امام علیه السّلام مسئولیت رهبرى را به عهده گرفت.

گرچه كه در دوران امامت امام رضا علیه السّلام دو مرحله فعالیّت در سالهاى خلافت هارون و سالهاى خلافت مأمون را مى توان از یكدیگر جدا كرد و براى هر یك از این دو مرحله ویژگیهایى متمایز از دیگرى یافت، اما اگر به ویژگى عمومى این دوران بنگریم، خواهیم دید هنگامى كه نوبت به امام هشتم علیه السّلام مى رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شیعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسیار زیاد است كه منتهى مى شود به مسأله ولایتعهدى . البته در دوران هارون، امام هشتم در نهایت تقیّه زندگى مى كردند. یعنى كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهى با پوشش كامل... مثلاً دعبل خزاعى كه درباره امام هشتم در دوران ولایتعهدى آن طور حرف مى زند دفعتاً از زیر سنگ بیرون نیامده بود. جامعه اى كه دعبل خزاعى مى پرورد یا ابراهیم بن عبّاس را كه جزو مدّاحان على بن موسى الرضاست، یا دیگران و دیگران را، این جامعه بایستى در فرهنگ ارادت به خاندان پیغمبر سابقه داشته باشد. چنین نیست كه دفعتاً و بدون سابقه قبلى در مدینه و در خراسان و در رى و در مناطق گوناگون ولایتعهدى على بن موسى الرضا علیه السّلام را جشن بگیرند. اما قبلاً چنین سابقه اى نداشته باشد. آنچه در دوران على بن موسى الرضا علیه السّلام یعنى ولایتعهدى پیش آمد نشان دهنده این است كه وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاى آنان نسبت به اهل بیت در دوران امام رضا علیه السّلام خیلى بالا بوده است. به هر حال بعد هم كه اختلاف امین و مأمون پیش آمد و جنگ و جدال بین خراسان و بغداد، پنج سال طول كشید همه اینها موجب شد كه على بن موسى الرضا علیه السّلام بتوانند كار وسیعى بكنند كه اوج آن به مسأله ولایتعهدى منتهى شد.

حقیقت آن است كه در این دوران، بدى اوضاع میان امین و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگین رسالت خویش را بر دوش كشد، بر تلاشهاى خود بیفزاید، و فعالیتهاى خود را دوچندان كند، چه در این زمان زمینه آن فراهم گشت كه شیعیان با او تماس گیرند و از رهنمودهاى او بهره جویند، و همین امر در كنار برخوردار بودن امام از ویژگیهاى منحصر به فرد و رفتار آرمانى كه در پیش گرفته بود سرانجام به تحكیم پایگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمینهاى مختلف حكومت اسلامى انجامید. او خود یك بار زمانى كه درباره ولایتعهدى سخن مى گوید، به مأمون چنین اظهار مى دارد: این مسأله كه بدان وارد شده ام هیچ چیز بر آن نعمتى كه داشته ام نیفزوده است. من پیش از این در مدینه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهایم در شرق و غرب اجرا مى شد و گاه نیز بر الاغ خود مى نشستم و از كوچه هاى مدینه مى گذشتم، در حالى كه در این شهر عزیزتر از من كسى نبود. در این جا بسنده است سخن ابن مونسـدشمن امامـرا بیاوریم كه به مأمون مى گوید: اى امیرمؤمنان، این كه اكنون در كنار توست بتى است كه به جاى خدا پرستش مى شود.

در چنین شرایطى و پس از آن كه حضرت رضا علیه السّلام بعد از پدر مسئولیت رهبرى و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سیر و گشت پرداخت و نخستین مسافرت را از مدینه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقیم با پایگاههاى مردمى خود دیدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنین بود كه پیش از آن كه به منطقه اى حركت كند، نماینده اى به آن دیار گسیل مى داشت تا مردم را از ورود خویش آگاه كند تا وقتى وارد شهر مى شود مردم آماده استقبال و دیدار او باشند. سپس با گروههاى بسیار بزرگ مردم اجتماع برپا مى كرد و درباره امامت و رهبرى خود با آنان گفتگو مى فرمود. آنگاه از آنان مى خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمینه هاى گوناگون معارف اسلامى بدهد. سپس مى خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگویان، همچنین با دانشمندان غیرمسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره پردازند.

پدران حضرت رضا علیه السّلام به همه این فعالیتهاى آشكار مبادرت نمى كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمى رفتند تا بتوانند مستقیم و آشكار با پایگاههاى مردمى خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا علیه السّلام این مسأله امرى طبیعى بود، چرا كه پایگاههاى مردمى بسیار شده و نفوذ مكتب امام على علیه السّلام از نظر روحى و فكرى و اجتماعى در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همیارى مى كردند افزایش یافته بود...

پس از آن كه امام مسئولیت امامت را به عهده گرفت همه توانایى خود را در آن دوره، در توسعه دادن پایگاههاى مردمى خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پایگاهها و همدلى آنان با كار امام به این معنى نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پیشرفتها و افزایش پایگاههاى مردمى ، امام بخوبى مى دانست و اوضاع و احوال اجتماعى نشان مى داد كه جنبش امام علیه السّلام در حدّى نیست كه حكومت را در دست گیرد، زیرا با پایگاههاى گسترده اى كه حضرت داشت، گرچه از او حمایت و پشتیبانى مى كردند، امّا نظیر این پایگاهها به این درد نمى خورد كه پایه حكومت امام علیه السّلام گردد. چه، پیوند آن با امام پیوند فكرى پیچیده و عمومى بود و از قهرمانى عاطفى نشانى داشت. این همان احساسهاى آتشین بود كه روزگارى پایه و اساسى بود كه بنى عبّاس بر آن تكیه كردند و براى رسیدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبیعت آن پایگاهها و مانندهاى آن به درد آن نمى خورد كه راه را براى حكومت او و در دست گرفتن قدرت سیاسیش هموار سازد.

از این روى مى بیینم كه بیشتر قیامهایى كه مسلمانان و پیروان با اخلاص، با نظریه امام على علیه السّلام برپا كردند، در تناقضها و اختلافهاى داخلى نابود مى شد و یا غالباً انشعاب مى كردند و از یكدیگر جدا مى شدند و احیاناً با یكدیگر در جنگ و ستیز بودند. علت این امر بسى ساده بود. با این توضیح كه همه پایگاهها از نظریه امامان آگاه نبودند و اوضاع اجتماعى و موضوعى را درك نمى كردند. بلكه قیامهایشان غالباً عاطفى و آتشین بود، نه آگاهانه و نضج یافته. پس طبیعتاً عواطف و احساسها نمى توانست بناى حقیقى اسلام قرار گیرد؛ چه، بناى حقیقى براساس آگاهى كامل از هدف استوار است.

امام رضا علیه السّلام در این مرحله خود را آماده آن مى كرد تا مهار حكومت را به دست گیرد، اما با شكلى كه او خود مطرح كرده بود و خود مى خواست نه در شكلى كه مأمون اراده مى كرد و در آن شكل ولایتعهدى را به او عرضه داشت و او آن را ردّ كرد و نخواست.

این تصویرى است از دوران امام كه مى تواند در تفسیر دو رخداد مهمّ یعنى مسأله ولایتعهدى و نیز مسأله پیشنهاد خلافت به امام از سوى مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبیرى دیگر، مى توان گفت تنشهاى موجود در آن زمان هنوز باقیمانده هایى از طوفانى بود كه از چند دهه قبل علیه حكومت اموى و از سوى دو خاندان مهمّ علوى و عبّاسى برپا شده بود. در میان چنین طوفانى بود كه قدرت طلبان خاندان عبّاسى بر اسبهاى لجام گسیخته خود مى نشستند و هرگونه كه مى خواستند به سوى هدف خودـو با این دیدگاه كه هدف وسیله را توجیه مى كندـمى راندند و گاه هم در این هیاهو و در غیاب دیده هاى مردم خنجرى هم از پشت به خاندان علوى مى زدند و پس از آن میوه اى را كه در دست مجروح این خاندان بود، به زور و به چنگال نیزه نیرنگ درمى ربودند.

خاندان عبّاسى از سویى از نام آل محمّد سوءاستفاده مى كرد، چندان كه گاه به خاطر نزدیكى طرز كار یا تبلیغاتشان با آل على ، در مناطق دور از حجاز این گونه وانمود مى كردند كه همان خط آل على هستند. حتّى لباس سیاه بر تن مى كردند و مى گفتند: این پوشش سیاه لباس ماتم شهیدان كربلا و زید و یحیى است، و عدّه اى حتّى از سرانشان، خیال مى كردند كه دارند براى آل على كار مى كنند.

از سویى دیگر نیز همین خلفاى خاندان عبّاسى از همان روزهاى نخست سلطه خود كاملاً میزان نفوذ علویان را مى دانستند و از آن بیم داشتند. سختگیریهایى كه از همان دوران آغازین حكومت عبّاسى علیه بنى الحسن به عمل آمد، گواهى بر این ترس و وحشت عبّاسیان از اهل بیت و علاقه مردم به آنان است. گواهى دیگر آن كه آورده اند: منصور هنگامى كه به جنگ با محمّد بن عبدالله و برادرش ابراهیمـاز علویانـمشغول بود شبها را نمى خوابید، حتى در همین زمان دو كنیز براى او آوردند كه آنها را ردّ كرد و گفت: امروز روز زنان نیست و مرا با آنان كارى نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهیم از آنِ من و یا سرِ من از آنِ ابراهیم مى شود. او در همین جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزونى اندوه نمى توانست درست سخن خود را پى گیرد.

این نگرانى در دوران پس از منصور نیز ادامه یافت و نگرانى مهدى و هارون عبّاسى بیش از منصور بود، چندان كه در همین دوران امام كاظم علیه السّلام آن زندانهاى سخت خود را گذراند. پس از این دو، نوبت به مأمون رسید. در دوران مأمون مسأله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرین تر بود. چه، شورشها و فتنه هاى فراوانى سرتاسر ولایتها و شهرهاى بزرگ اسلامى را دربرگرفته بود تا جایى كه مأمون نمى دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حلّ مسأله بپردازد. او مى دید و از این رنج مى برد كه سرنوشتش و سرنوشت خلافتش در معرض تندبادهایى قرار گرفته كه از هر سو بر آن مى تازد.

مأمون در كنار این ترس و نگرانى از هوشى سرشار، فهمى قوى ، درایتى بى سابقه، شجاعتى كم نظیر و جدّیتى راهگشا بهره مند بود و اینها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكارى تازه بر روى صحنه آورد و امام هشتم را با تجربه اى بزرگ رویاروى سازد و مسأله ولایتعهدى را پیش آورد، هر چند در این زمینه نیز، تدبیر امام علیه السّلام او را ناكام ساخت




طبقه بندی: مذهبی،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ tar4n3 ]



طبقه بندی: صدایی آشنا،
href="[cb:post_related_link_href]" target="_blank"> [cb:post_related_link_name]،
[ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 09:12 ب.ظ ] [ tar4n3 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

ماشاالله لا حول ولا قو ة الا بالله العلی عظیم


السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ورحمه الله وبرکاته


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم



اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ

فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً

وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا


دوست دارم زیر آلاچیق دوستی بشینم و منتظر بشم تا یه دوست بیادو بگه سلام .
دوست دارم زیر آلاچیق دوستی بشینم و تصور کنم که هنوز صداقت در دوستی وحود داره هست و
میشه روش حساب کرد .
دوست دارم سر در آلاچیق دوستی بنویسم اینجا مقدس لطفا با وضو وارد شوید .
دوست دارم یه دوربین مخفی بذارم تا هرکی وارد میشه یه عکس یادگاری ازش بگیرم تا اگه یه روز نیومد به
عکس نگاه کنم و بگم یادش بخیر چه روز خوبی بود اون روزی که تو وارد آلاچیق شدی
ولی مگه اصلاً مهمّ من چی دوست دارم ؟


وعده دیدار: خیابان صداقت، کوچه رفاقت، سر کوچه درب اول بفرمایید داخل درست اومدید اینجا همونجاست که سالهاست داری دنبالش می گردی
زیر آلاچیق دوستی



شما با حضورتون و اجرای زنده ی خودتون به ما در تثبیت اهداف اسلامی یاری خواهید رساند .




دوست گل تر از گلم قبل از ورود به روم زیر آلاچیق دوستی با یک کلیک بر روی پوستر :


تا صداقت زنده است ما هم رفاقت می کنم



قوانین آلاچیق رو حتماً حتماً حتماً مطالعه کن





چت روم زیر آلاچیق دوستی
عشق و خاطره را هدیه می دهد

این مسنجر بیلوکس و این شما و اینهم >>>>


Zire Alachighe Dosti

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّل فَرَجَهُم
آخرین مطالب
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
..
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :